کسی که به اعتصاب کننده میگوید اعتصابت را بشکن قبل از اینکه اعتصاب کننده بمیرد او را کشته است.

چگونه اعتصاب غذای زندانیان باعث شکست قدرت بشود و نه شکست زندانی.


در مصاحبه با رادیو عصرجدید در 26 آذر 89:


http://www.4shared.com/audio/d4BZbwQz/Banisadr89-09-26


پرسش:

همانطور که می دانیم اعتصاب غذاهای گاندی، رهبر جنبش استقلال خواهی هند، به علت حساسیت افکار عمومی انگلستان به وی و محبوبیتش در اروپا در تمامی موارد با موفقیت پایان پذیرفت. به گونه ای که مهاتما گاندی در جریان مبارزات خود بارها از اعتصاب غذا به عنوان روشی برای به کرسی نشاندن خواسته هایش استفاده کرد.



آقای بنی صدر شما در زمانی که آقای اکبر گنجی درزندان بود، برخلاف همه ديدگاه‌ها که معتقد به شکستن مقاومت او دراعتصاب غذا بودند، نگاه ديگر و تحليل ديگری از اين مقاومت ارائه دادید و در بخشی از بیانیه خود در 11 مرداد 1384 با عنوان "از تسليم به زور تا تسليم نشدن به زور" گفتید:


در حقيقت، قاعده ديگری از قواعد قدرت مداری به مردم راست باوراندن اين دروغ است : "حاکمان بهيچ رو پا پس نمی گذارند."


 دعوت از گنجی به پايان دادن به اعتصاب غذا، با غفلت ازاين واقعيت انجام گرفته است که دست کشيدن از مقاومت تصديق ﺁن قاعده است. امروز که ۵۳ روز ازاعتصاب غذای وی می گذرد و ﺁزادگان ايرانی و انيرانی به کوششی چنين گسترده برخاسته اند، تعادل دوم و بسيار مهم ديگری درحال برهم خوردن است:


 باور به اين دروغ که « قدرت نمی شکند. پس اين تو، انسان ، هستی که بايد بشکنی » ، دارد جای خود را به ﺁگاهی از اين واقعيت می دهد که قدرت فرﺁورده رابطه ای ميان اقليت حاکم و اکثريت بزرگ مردم بيش نيست. ۹۵ درصد از پی و پايه اين رابطه و نيز ذهنيت مردم را، همين باور دروغ، تشکيل می دهد. ذهنيتی که پايه اين رابطه است، همين ترسها هستند که فرﺁورده باور دروغ به « قدرت نمی شکند تو بايد بشکنی » هستند. بر گنجی و ديگر زندانيان سياسی هرچه رود، استقامت ﺁنها و برخاستن ايرانيان ﺁزاده به کوشش در ايران و انيران، گويای اين واقعيت است که ايران دارد از لباس ترسها بيرون می ﺁيد .



و بنظر می رسد دعوت آقایان موسوی, کروبی و خانم رهنورد ..... به شکستن اعتصابهای غذا در این مدت بخصوص درباره محمد نوری زاد, نسریه ستوده, رضا شهابی, غلامحسین عرشی و ... این باور نادرست که « قدرت نمی شکند. پس اين تو، انسان ، هستی که بايد بشکنی » را به ذهن مردم می آورد.

با این حساب نظر شما درباره این اعتصابهای غذا و موضع این آقایان و خانم ها درباره انها چیست و آیا پیشنهادی برای همراهی با اعتصاب کننده ها برای رسیدن به خواسته هایشان دارید؟



 چکیده این مصاحبه:


حالا ببینیم زندانی بطور عملی چه باید بکند:

هرگاه این زندانی خود را در شرایطی دید که باید بایستد و از حقوق خویش, بعنوان انسان حقوقمند دفاع بکند و روشی جز اعتصاب غذا نیافت و کسانی در خارج کشور بودند(مثل آقایانی که از آنها خواستند اعتصابشان را بشکنند), باید این اعتصاب سازمان داده بشود و هدفمند باشد و بترتیبی انجام بگیرم که پیشاپیش افکار عمومی برای شنیدن خبر اعتصاب آماده شده, بطور روزمره در جریان اعتصاب غذا قرار بگیرد, بطوریکه حساسیت افکار عمومی در درون و بیرون مرزها بیشتر بشود تا سرانجام آن هدفی که بخاطرش اعتصاب انجام گرفته تحقق پیدا کند, این روش عمومی است.


از این به بعد هم وقتی زندانیان اعتصاب می کنند باید قبلا با بیرون تمام هماهنگی های لازم را انجام بدهند, بطوریکه کارزار تبلیغاتی در بیرون بتواند رژیم را در برابر افکاری عمومی در درون مرزها و جهان قرار بدهد نه در برابر یک زندانی تنها, که روی حقوق خود ایستاده است.


حالا فرض کنیم زندانی دستش از بیرون کوتاه است, اصلا نمی تواند ارتباط برقرار کند و تصمیم به اعتصاب غذا می گیرد. اگر کسانیکه بیرون زندان هستند از این اتفاق آگاه شدند, نمی توانند مداخله ای بکنند و بگویند بشکن یا نشکن.


اگر هم بتواند با بیرون ارتباط برقرار کند و بگوید که در اعتصاب غذا است, از اینجا به بعد نیز وظیفه بیرون این نیست که او را در برابر قدرت بشکند چون آدمی که در زندان شکست, دیگر زندگی پیش از آن شکست را نخواهد داشت یک زندگی دیگری خواهد داشت و جبران کردن این شکست خیلی زمان می برد, چون شکست حق است, یعنی احساس می کند در آنچه حق داشته, شکست خورده است و احساس بسیار تلخی به او دست می دهد که زمان می خواهد انسان این احساس را از خود براند.


بمحض اینکه آقایان موسوی, کروبی و .....از اعتصابها مطلع شده اند می باید وارد یک کارزار تبلیغاتی بشوند و در صورتیکه  آنها در داخل نمی توانند این کار را انجام بدهند این کار باید در خارج صورت بگیرد بطوریکه افکار عمومی دنیا حساس بشود و در اینصورت نباید از زندانی خواست که اعتصابش را بشکند.


اگر کسی توان اینرا ندارد که تا مرگ استقامت کند نباید وارد اعتصاب بشود, حال اگر کسی بر حقی ایستاد باید استوار بماند تا قدرت بشکند(چه در زندان و چه در خارج زندان).


اگر این آقایان می خواستند عمل بکنند و می دیدند شرایط اعتصاب بطوریکه تا آخر بشود رفت و پیروز به هدف رسید فراهم نیست, قبل از اینکه زندانیان اعتصاب بکنند باید به آنها می گفتند بهتر است از این کار چشم بپوشید و روش دیگری را در پیش بگیرید, حال زندانی اعتصاب کرده, بعد وسط کار شما میگی بشکن, بشکن یعنی چه؟


در واقع شما میگویید چون پیروزی بر آن قدرت از طریق اعتصاب میسر نیست, به مرگ شما می انجامد و خانواده ها نگرانند نکند شما بمیرید, شما با این حرف اعتصاب کننده را قبل از اینکه بمیرد کشته اید! 


بجای اینکار باید بهش دل داد, دنیا را خبر کرد و کارزار راه انداخت و حق را بر قدرت پیروز کرد.

پخش زنده درس مردمسالاری آقای بنی صدر در پالتاک و رادیوی اینترنتی واصباحا در 28 آذر 1389

Banisadr


پخش زندۀ سلسله درسهای آقای بنی صدر در رابطه با مردمسالاری هر چهارهفته یکبار در پاریس


جلسه اینبار : ادامه بحث بیان آزادی (یک ساعت)

یکشنبه سی ام آبان ماه هزار و سیصد و هشتاد و نه

Dec. - 19 – 2010

 

 

درسهای آقای بنی صدر ، برای شنیدن ، از طریق پالتاک قابل دسترسی است

www.paltalk.com

 

نام اطاق : ایران اسستقلا آزادی مردمسالاری

 

Iran Esteghlaal Aazaadi Mardomsaalaari

 

زیر مجموعه :

Social Issues and Politics – Other

 


ایران : هشت و نیم بعداز ظهر

اروپا : شش بعد از ظهر

شرق آمریکا و کانادا : دوازده ظهر

غرب آمریکا و کانادا : نه صبح

 

همچنین علاقه مندان میتوانند با مراجعه به آدرس

 http://vasabaha.com/akplayer

 بطور مستقیم این جلسات را گوش کنند.


در بخشی از جهان امروز، خاصه در ایران، حاکمان خود را حاکم بر جان و مال و ناموس مردم می دانند و در بخش دیگری از جهان، در دموکراسی ها، حق رهبری و تصمیم قابل انتقال به منتخبان مردم است. از این رو است که جهانیان و محیط زیست آنان گرفتار قدرت ویرانگری هستند که خود از راه غفلت از حق خویش و تن دادن به حاکمیت اقلیت های قدرتمدار، پدید می آورند. در بیان آزادی، حق قابل انتقال به دیگری نیست. در این نوبت، انتقال ناپذیری و تجزیه ناپذیری حق، موضوع بحث می شود.



از سال 1982 آقای بنی صدر کاری تحقیقی را در رابطه با بیان آزادی و مردمسالاری آغاز کرد او همزمان نتایج مطالعات و کار تحقیق خود را با جمعی از علاقه مندان و به صورت کلاسهایی نیمه خصوصی در میان گذاشت که این کار تا به امروز ادامه دارد . کتابهای سیر اندیشه در سه قاره، توانایی و ناتوانی حاصل بخشی ازاین جلسات است .بخش وسیعی از این کلاسها کار تحقیقی مفصلی است  که به بحث مردمسالاری میپردازد و به صورت  صوتی و تصویری ضبط شده است . این مجموعه در پنج کتاب انتشار خواهد یافت:



کتاب اول شامل دو بخش است،بخشی در باب توتالیتاریسم و روش مبارزه با آن و بخشی در اصول راهنما و بنیادهای مردمسالاری است و کتاب دوم در رهبری و احزاب و کتاب سوم در عدالت و دو کتاب چهارم و پنجم در باره رشد و فلسفه عقل و عقل آزاد می باشد فصل هایی از آن به صورت کتاب انتشار یافته که از آن جمله میتوان به کتابهای نقد تضاد و تناقض در منطق صوری ،عدالت اجتماعی،عقل آزاد نام برد.



برای دریافت 93 جلسه از این کلاسها بین سالهای 79-1370 با موضوع آزادی به آدرس زیر مراجعه کنید:


http://mardomsalari.4shared.com

 

کلاس درس مردمسالاری در 27 تیر 1375:


جدایی دین از سیاست یا جدایی بنیاد دین از بنیاد دولتی


در این جلسه آقای بنی صدر ابتدا دین را تعریف می کند سپس 5 تعریف رایج از دولت را مطرح می کند و رابطه هر کدام را با دین می سنجد بعد از آن حکومت را تعریف می کند و رابطه آن را با دین بیان می کند. در نهایت به تعریف سیاست و رابطه آن با دین می پردازد.


http://www.4shared.com/video/e1Hb9wvQ/___________1375427.html

 

نرم افزار پخش سایت مزبور این ویدیو را بدون صدا پخش می کند آنرا دانلود کنید و با نرم افزار کامپیوتر خود پخش کنید.





پخش زنده درس مردمسالاری آقای بنی صدر در پالتاک و رادیوی اینترنتی واصباحا در 30 آبان 1389

Banisadr


پخش زندۀ سلسله درسهای آقای بنی صدر در رابطه با مردمسالاری هر چهارهفته یکبار در پاریس


جلسه اینبار : ادامه بحث بیان آزادی (یک ساعت)

یکشنبه سی ام آبان ماه هزار و سیصد و هشتاد و نه

Nov. - 21 – 2010

 

 

درسهای آقای بنی صدر ، برای شنیدن ، از طریق پالتاک قابل دسترسی است

www.paltalk.com

 

نام اطاق : ایران اسستقلا آزادی مردمسالاری

 

Iran Esteghlaal Aazaadi Mardomsaalaari

 

زیر مجموعه :

Social Issues and Politics – Other

 


ایران : هشت و نیم بعداز ظهر

اروپا : شش بعد از ظهر

شرق آمریکا و کانادا : دوازده ظهر

غرب آمریکا و کانادا : نه صبح

 

همچنین علاقه مندان میتوانند با مراجعه به آدرس

 http://vasabaha.com/akplayer

 بطور مستقیم این جلسات را گوش کنند.


در این جلسه آقای بنی صدر ،در ادامه مبحث بیان آزادی ،از جمله سامانه قضایی را مورد بحث قرار خواهند داد.



از سال 1982 آقای بنی صدر کاری تحقیقی را در رابطه با بیان آزادی و مردمسالاری آغاز کرد او همزمان نتایج مطالعات و کار تحقیق خود را با جمعی از علاقه مندان و به صورت کلاسهایی نیمه خصوصی در میان گذاشت که این کار تا به امروز ادامه دارد . کتابهای سیر اندیشه در سه قاره، توانایی و ناتوانی حاصل بخشی ازاین جلسات است .بخش وسیعی از این کلاسها کار تحقیقی مفصلی است  که به بحث مردمسالاری میپردازد و به صورت  صوتی و تصویری ضبط شده است . این مجموعه در پنج کتاب انتشار خواهد یافت:



کتاب اول شامل دو بخش است،بخشی در باب توتالیتاریسم و روش مبارزه با آن و بخشی در اصول راهنما و بنیادهای مردمسالاری است و کتاب دوم در رهبری و احزاب و کتاب سوم در عدالت و دو کتاب چهارم و پنجم در باره رشد و فلسفه عقل و عقل آزاد می باشد فصل هایی از آن به صورت کتاب انتشار یافته که از آن جمله میتوان به کتابهای نقد تضاد و تناقض در منطق صوری ،عدالت اجتماعی،عقل آزاد نام برد.



برای دریافت 93 جلسه از این کلاسها بین سالهای 79-1370 با موضوع آزادی به آدرس زیر مراجعه کنید:


http://mardomsalari.4shared.com

 

کلاس درس مردمسالاری در 27 تیر 1375:


جدایی دین از سیاست یا جدایی بنیاد دین از بنیاد دولتی


در این جلسه آقای بنی صدر ابتدا دین را تعریف می کند سپس 5 تعریف رایج از دولت را مطرح می کند و رابطه هر کدام را با دین می سنجد بعد از آن حکومت را تعریف می کند و رابطه آن را با دین بیان می کند. در نهایت به تعریف سیاست و رابطه آن با دین می پردازد، بحث فلسفی است.


http://www.4shared.com/video/e1Hb9wvQ/___________1375427.html

 

نرم افزار پخش سایت مزبور این ویدیو را بدون صدا پخش می کند آنرا دانلود کنید و با نرم افزار کامپیوتر خود پخش کنید.




پخش زنده درس مردمسالاری آقای بنی صدر در پالتاک در 30 آبان 1389 بهمراه تحلیل مسایل روز

Banisadr


پخش زندۀ سلسله درسهای آقای بنی صدر در رابطه با مردمسالاری هر چهارهفته یکبار در پاریس


جلسه اینبار : ادامه بحث بیان آزادی (یک ساعت)

یکشنبه سی ام آبان ماه هزار و سیصد و هشتاد و نه

Nov. - 21 – 2010

 

 

درسهای آقای بنی صدر ، برای شنیدن ، از طریق پالتاک قابل دسترسی است

www.paltalk.com

 

نام اطاق : ایران اسستقلا آزادی مردمسالاری

 

Iran Esteghlaal Aazaadi Mardomsaalaari

 

زیر مجموعه :

Social Issues and Politics – Other

 


ایران : هشت و نیم بعداز ظهر

اروپا : شش بعد از ظهر

شرق آمریکا و کانادا : دوازده ظهر

غرب آمریکا و کانادا : نه صبح

 

در این جلسه آقای بنی صدر ،در ادامه مبحث بیان آزادی ،از جمله سامانه قضایی را مورد بحث قرار خواهند داد.



از سال 1982 آقای بنی صدر کاری تحقیقی را در رابطه با بیان آزادی و مردمسالاری آغاز کرد او همزمان نتایج مطالعات و کار تحقیق خود را با جمعی از علاقه مندان و به صورت کلاسهایی نیمه خصوصی در میان گذاشت که این کار تا به امروز ادامه دارد . کتابهای سیر اندیشه در سه قاره، توانایی و ناتوانی حاصل بخشی ازاین جلسات است .بخش وسیعی از این کلاسها کار تحقیقی مفصلی است  که به بحث مردمسالاری میپردازد و به صورت  صوتی و تصویری ضبط شده است . این مجموعه در پنج کتاب انتشار خواهد یافت:



کتاب اول شامل دو بخش است،بخشی در باب توتالیتاریسم و روش مبارزه با آن و بخشی در اصول راهنما و بنیادهای مردمسالاری است و کتاب دوم در رهبری و احزاب و کتاب سوم در عدالت و دو کتاب چهارم و پنجم در باره رشد و فلسفه عقل و عقل آزاد می باشد فصل هایی از آن به صورت کتاب انتشار یافته که از آن جمله میتوان به کتابهای نقد تضاد و تناقض در منطق صوری ،عدالت اجتماعی،عقل آزاد نام برد.



برای دریافت 93 جلسه از این کلاسها بین سالهای 79-1370 با موضوع آزادی به آدرس زیر مراجعه کنید:


http://mardomsalari.4shared.com

 

کلاس درس مردمسالاری در 27 تیر 1375:


جدایی دین از سیاست یا جدایی بنیاد دین از بنیاد دولتی


در این جلسه آقای بنی صدر ابتدا دین را تعریف می کند سپس 5 تعریف رایج از دولت را مطرح می کند و رابطه هر کدام را با دین می سنجد بعد از آن حکومت را تعریف می کند و رابطه آن را با دین بیان می کند. در نهایت به تعریف سیاست و رابطه آن با دین می پردازد، بحث فلسفی است.


http://www.4shared.com/video/e1Hb9wvQ/___________1375427.html

 

نرم افزار پخش سایت مزبور این ویدیو را بدون صدا پخش می کند آنرا دانلود کنید و با نرم افزار کامپیوتر خود پخش کنید.



پرسشهای دانشجویان از رابرت پاری

Robert_parry


پرسشهای جمعی از فعالین دانشجویی ایرانی داخل کشور از روبرت پاری درباره اکتبر سورپرایز(زد و بند محرمانه بر سر گروگانها بین فرستادگان خمینی و ستاد تبلیغات ریاست جمهوری ریگان در روزهای 19 تا 21 اکتبر 1980 در پاریس):

 

هشت روز پیش گروهی از فعالین دانشجویی از ایران با من تماس گرفتند و از من خواستند تا در باره پرونده " اکتبر سورپرایز" در رابطه با اتهام کارشکنی ستاد انتخاباتی رونالد ریگان در سال 1980 در راه تلاش های رییس جمهور جیمی کارتر برای آزادی 52 گروگان آمریکایی در ایران، به سوالاتی چند پاسخ بگویم.

 

شکست کارتر در آزاد کردن گروگان ها پیش از انتخابات (ریاست جمهوری) سال 1980، راه را برای پیروزی چشمگیر ریگان و چرخش تند آمریکا به راستگرایی گشود. با نزدیک شدن 30 امین سالگرد انتخاب ریگان به ریاست جمهوری (در نوامبر 1980)، این دانشجویان 7 سوال زیر را طرح کردند.   

 

آنها نوشتند:

" جناب آقای رابرت پاری گرامی شما تحقیق خود را درباره مسئله گروگانهای آمریکایی و آزادی شان بطور مرتب پیگیری میکنید. ما بعنوان چند جوان فعال ایرانی که گرفتار استبداد روحانیت هستیم باید بگوییم که مسئله اکتبرسورپرایز برای ما بسیار مهم است زیرا ما ایرانی ها نیز بهای سنگینی بابت گروگانگیری پرداخته ایم."

 

 

پس از دریافت پاسخ های من رابطی از سوی دانشجویان طی یک ای-میل از من درخواست کرد که این پرسش و پاسخ را بر روی وبسایتconsortiumnews.com  هم قرار دهم. ( آنها هم چنین خواستند که به دلیل وضعیت سخت حاکم بر ایران از ارایه هرگونه مطلب دیگری در رابطه با هویت آنها خودداری نمایم)

 

 

7 سوال (گروه دانشجویان در ایران)و پاسخ های من به شرح زیر هستند:

 

1- چرا شما این مسئله را دنبال میکنید؟

 

اول اجازه بدهید پیش زمینه ای را ارایه کنم. در دهه هشتاد من یک خبرنگار تحقیق گر در آسوشیتدپرس بودم که برخی از اسناد مربوط به آنچه که به "افتضاح ایران گیت" شناخته شد را کشف و برملا کردم، که در رابطه با فروش محرمانه اسلحه توسط حکومت ریگان به ایران در قبال کمک به آزادی گروگان های آمریکایی در لبنان بود و بخشی از سود حاصل از آن در عملیات سری کاخ سفید برای کمک به نیروهای شورشی کنترا در نیکاراگوئه هزینه شد.

 

گزارش های اولیه من و تمرکز بر بخش مربوط به کنتراها در این عملیات سری با تکذیب های سرسختانه کاخ سفید روبرو شدند. حتی پس از آنکه در پائیز 1986 این افتضاح کاملا برملا شد، باز هم کاخ سفید با تمام قوا به لاپوشانی خود ادامه داد و تلاش می کرد که تحقیقات را از یک سو تنها به دوره زمانی 1984 تا 1986 محدود کند و از سوی دیگر پرزیدنت ریگان و معاون رئیس جمهور، جرج بوش (پدر) را از عواقب آن محفوظ نگه دارد.

 

در اوایل سال 1987 برای کار به مجله نیوزویک رفتم و گزارش های من گزارش های رسمی (کاخ سفید) را که در حال ظاهر شدن بودند به چالش میکشید. گزارش رسمی گناه بحش اعظم عملیات (سری) را به گردن چند کارمند متعصب کاخ سفید چون اولیور نورث می انداخت و اصرار داشت که تماس های با ایران از سال 1984 آغاز شده بودند.

 

گزارش های من نشان میدادند که این افتضاح تا سطوح خیلی بالاتری میرفت(تا سطح ریگان و بوش) و زود تر از آن شروع شده بود که بطور کلی باور میشد. پس از مدتی برای من روشن شد که ریگان/بوش اجازه فروش اسلحه به ایران را بلافاصله پس از بدست گرفتن حکومت صادر کرده بودند. به زبان دیگر، فصل دیگری نیز پیش از افتضاح ایران- کنترا وجود میداشت که نهایتا مورد قبول برخی از کارمندان بازپرس ویژه ایران- کنترا، لارنس ولش نیزقرار گرفت، هر چند که لارنس ولش نیز تحت فشارهای زیادی قرار گرفته بود که دامنه تحقیقاتش را محدود کند.

 

تا سال 1990 تعدادی شاهد برای بخش هایی کوچک و پراکنده از این فصل پیشین داستان ظاهر شدند که خط ارتباط ریگان/بوش با ایران را به پیش از انتخابات سال 1980 (در آمریکا)، یعنی به زمانی که پرزیدنت کارتر با استیصال در حال مذاکره برای آزادی گروگان های آمریکایی بود ،که در نوامبر 1979 با  تسخیر سفارت آمریکا در تهران توسط دانشجویان انقلابی به گروگان گرفته شده بودند، میرساند.

 

از نظر شخصی، من هم از سوی مقامات ارشد نیوزویک، که همکاران نزدیک هنری کیسینجرو دیوید راکفلر بودند، تحت فشار بودم که از ادامه تحقیق درباره ایران- کنترا دست بردارم. این اختلافات منجر به آن شد که در ژوئن 1990 نیوزویک را ترک کنم.

 

پس از ترک نیوزویک از سوی برنامه  فرانت لاین در شبکه تلویزیونی (غیرخصوصی) PBS با من تماس گرفته شد تا برای تهیه یک فیلم مستند در باره فصل های ابتدایی افتضاح ایران- کنترا، که بنام " اکتبر سورپرایز " معروف شده بود و ادعا میکرد که نیت جمهوریخواهان این بود که مانع از آن شوند تا کارتر بتواند با آزاد کردن گروگان ها در ماه اکتبر، ماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری در نوامبر 1980، همه را سورپرایز کند، به آنها بپیوندم.

 

از آنجا که دیده بودم که اصرار من در ادامه تعقیب جنبه های وسیعتر افتضاح ایران-کنترا چه خسارتی برای  آتیه حرفه ای من داشت، با اکراه دعوت فرانت لاین را پذیرفتم. صراحتا باید بگویم که به نفع من می بود که در " کم ارزش دانستن" ادعاهای "اکتبرسورپرایز" به بقیه خبرنگاران آمریکایی می پیوستم . اما این ماموریت را پذیرفتم و به نقاط گوناگون جهان، برای مصاحبه با افرادی که در باره این تماس های اولیه میان ریگان/بوش و ایران اطلاعاتی داشتند ( و یا ادعا میکردند که اطلاع دارند)، سفر کردم.

 

نهایتا به این نتیجه رسیدم که در حالیکه ادعاهای برعلیه جمهوریخواهان صد درصد قابل اثبات نیستند اما این اتهامات را هم نمیتوان نادیده  گرفت. براحتی میتوان گفت که انبوهی از شواهد نشان میدهند که در سال 1980 ستاد انتخاباتی ریگان/بوش مسلما ارتباطات پشت پرده ای با ایران داشتند.

 

 فیلم مستند PBS و مقاله ای از گری سیک، از کارکنان پیشین شورای امنیت ملی، برانگیزنده تشکیل یک کمیته  تحقیق ویژه در کنگره آمریکا شد.

 

اما سردبیران سابق من در نیوزویک و نئومحافظه کاران نشریه نیوریپابلیک هم در پائیز 1991 مقالاتی را در تقبیح "اکتبر سورپرایز" منتشر کردند و آن اتهامات را یک تئوری توطئه جعلی خواندند. این مقالات به نوبه خود جمهورخواهان را بر آن داشت تا به تلاش های خود برای لاپوشانی نقش رئیس جمهور پیشین، ریگان و جرج بوش (پدر) رییس جمهور وقت، که در فکر دوره بعدی انتخابات ریاست جمهوری در سال 1992 بود، بیفزایند. هر چند که برای تحقیقات کنگره  هزگز با بوش مصاحبه نشد اما او طی دو کنفرانس مطبوعاتی اتهامات اکتبر سورپرایز علیه خود را رد کرد.

 

اما علیرغم این واقعیت که ثابت شد شهود کلیدی جمهوریخواهان، که در مقالات نیوزویک و نیوریپابلیک از آنها نام برده شده بودند، دروغی بودند و این واقعیت که شواهد فزاینده ای دال بر اینکه در حقیقت در سال 1980 ستاد انتخاباتی ریگان/بوش با ایران یک معامله سری بستند، کمیته ویژه تحقیق کنگره آمریکا بسیاری از این مدارک را زیر قالی مخفی کرد. پس از شکست بوش در انتخابات 1992 و پیروزی کلینتون، بازرسان کنگره انگیزه های کمتری برای ادامه تحقیقات در خود دیدند. تمایل بر این بود که با این اتفاق زشت باید وداع کرد.

 

 در نهایت تحقیقات کنگره با حکم برائت جمهوریخواهان به پایان رسید که با استقبال گرم مقامات واشنگتن روبرو شد و هر که  با آن نتیجه گیری همراه نمی شد نیز به تمسخر گرفته میشد. اما به هر حال پس از کند و کاو در گزارش تحقیقات کنگره، مقاله ای در نشریه نیشن منتشر کردم و  به برخی از شهود و توجیهات و نتیجه گیری های غیر منطقی این گزارش برای مبری کردن ستاد انتخاباتی ریگان/بوش اشاره کردم. این مقاله مرا به دلیل عدم همراهی با خط عمومی غالب، در معرض حمله همکاران رسانه ایم قرار داد.

 

شاید این توضیحی طولانی بوده باشد برای بیان این احساس من که با رد اتهامات اکتبر سورپرایز تجاوز بزرگی در حق ضوابط ژورنالیستی صورت گرفت وتاریخ آمریکا نیز به طرز فاحشی تحریف شد. هر چند پس از آن به کار در زمینه های دیگر پرداختم (هم چون بحران سیاسی در هائیتی)، اما همواره احساس مسئولیت میکنم که هر انچه میتوانم برای تصحیح این تحریف اسناد عمومی انجام دهم. گذشته از این، افراد بسیار محدودی از جزئیات این افتضاح به اندازه من آگاهی دارند و ترس من از آن است که اگر من هم به سادگی با مسیرعمومی، اما غلط جریان آب همراه شوم ممکن است تاریخ برای همیشه تحریف شده باقی بماند.

 

با گذشت زمان توانستم به مدارک و شواهد بیشتری دسترسی پیدا کنم که نتیجه گیری رسمی (کنگره) را رد میکنند. در سال 1995 وب سایت consortiumnews.com را، از جمله برای آنکه این مدارک را در اختیار مردم آمریکا و جهان قرار دهم، براه انداختم. هر چند که واشنگتن و رسانه های عمومی عمده آمریکا هرگز نخواسته اند به بازنگری در اکتبر سورپرایز بپردازند، لااقل توضیحی کاملتر و صحیح تر از آنچه صورت گرفت در اینترنت موجود است.

 

 

2- آیا گمان میکنید (تحقیقات شما) روزی به نتیجه برسد؟

 

واقعا نمیدانم آیا حقایقی را که جمع آوری کرده ایم هیچگاه عقل سنتی در واشنگتن را تغییرخواهد داد. بسیاری از قدرتمندان، هم در سیاست و هم  در رسانه ها، در حفظ وضعیت موجود دارای منافع هستند و تقریبا هیچکس نیست که علاقه ای به کاری سخت (و بدون پاداش) داشته باشد که هدف از آن تصحیح اسناد گذشته باشد. تا اندازه زیادی موفقیت این کار بستگی به مردم کشورهای دیگر، از جمله ایران دارد که این شجاعت را برای خارج کردن اسناد و شواهدی که ممکن است در بایگانیها موجود باشند را داشته باشند.

 

3- چه اهمیتی این موضوع برای تاریخ آمریکا دارد؟

 

انتخابات ریاست جمهوری 1980 برای آمریکا و جهان تعیین کننده بود. پرزیدنت کارتر علیرغم همه کمبودهایش آماده شده بود تا با بحران  محیط زیست و انرژی در آمریکا بطور جدی برخورد کند و نیز آماده بود که در دور دوم ریاست جمهوری خود برای قبول راه حل کشور فلسطین, اسراییل را تحت فشار قرار دهد. اما با فرارسیدن روز انتخابات، بحران طولانی گروگانها موجب کاهش محبوبیت کارتر و گشودن راه برای پیروزی ریگان و جمهوریخواهان گشت. نه تنها جمهوریخواهان راستگرا کاخ سفید را در اختیار گرفتند بلکه حتی دمکراتهای اصلاحگر کنگره هم شکست سختی خوردند.

 

وقتی ریگان به ریاست جمهوری رسید مشکلات انرژی و محیط زیست را پشت گوش انداخت و فشار به رهبری حزب لیکود (حزب حاکم اسراییل که نقش واسطه در انتقال اسلحه آمریکایی به ایران را بازی میکرد) نیز متوقف شد. به جای صلح با فلسطین، حزب لیکود با تجاوز به لبنان در صدد از میان برداشتن کامل سازمان آزادیبخش فلسطین شد. در حکومت ریگان بسیاری از مردم بیگناه جهان، از آمریکای مرکزی گرفته تا خاورمیانه، وحشیانه به قتل رسیدند. با نیروی چشمگیرش در تحت تاثیر قراردادن مردم، ریگان توانست جنگ را در نظر مردم آمریکا قابل قبول و حتی خوشایند جلوه دهد.

 

سه دهه بعد، امروز جهان در وضعیتی بسا وخیم تر از آن قرار دارد اگر جیمی کارتر امکان می یافت که بحران گروگانها را زودتر حل میکرد.

 

4- آیا شما متوجه نتایج گروگانگیری برای ملت ایران هم هستید؟

 

من سال 1990 به عنوان بخشی از کارم در رابطه با فیلم مستند برای PBS سفری  به ایران داشتم. بخاطر می آورم که وقتی به فروشگاه های تهران میرفتم فروشندگان عکس های مردان جوانی را آویزان کرده بودند که میگفتند پسران و برادرانشان بودند که در جنگ ایران و عراق کشته شده بودند.

ما امروز میدانیم که بخش دیگری از عملیات محرمانه ریگان/بوش در سالهای 1980 برقراری توازن, میان سلاحی که از طریق اسراییل به ایران فروخته میشد با حمایت های سری که به صدام حسین درعراق میشد بود. ویلیام کیسی، رییس سیا در حکومت ریگان، که شخصیتی کلیدی در افتضاح ایران- کنترا بود گاهی اوقات به طنز میگفت که هدف اصلی آن بود که ایرانیها و عراقیها را بر آن داریم تا یکدیگر را نابود کنند.

 

ورای غیراخلاقی بودن آن، این سیاست موجب افزایش بی ثباتی در منطقه و نهایتا در وقوع  جنگهای دیگر در این نقطه از جهان، جنگ اول خلیج فارس در سال 1991 و پس از آن در اشغال عراق در سال 2003 نیز موثر بود. علاوه بر آن میراثی از دشمنی و عدم اعتماد را نیز میان آمریکا و ایران  باقی گذارد. 

 

5- در ایجاد و ادامه چنین ماجرایی نقش عوامل ایرانی را پر رنگ تر می بینید یا آمریکایی را؟

 

هر دو طرف مستوجب سرزنش بسیار هستند. جمهوریخواهان و هم پیمانان نئومحافظه کارشان احساس کردند که میتوانند با معامله محرمانه (با ایران) میتوانند ریگان/بوش را به کاخ سفید بفرستند و سالها بعد، به این نتیجه رسیدند که با لاپوشانی حقیقت می توانند از میراث ریگان/بوش حمایت نمایند. دمکرات های کنگره هم با کتمان حقایق همراه شدند زیرا دنبال کردن حقیقت را نیازمند عزمی راسخ و نبرد سخت سیاسی می دیدند. خبرنگاران رسانه های واشنگتن هم دارای صداقت و سرسختی لازم برای ایفای وظیفه نظارتی خود نبودند.

 

رهبران حزب لیکود در حکومت اسرائیل برای تقویت کنترل خود بر ساحل غربی رود اردن ونفوذ در واشنگتن به خود اجازه دادند که یک رئیس جمهور آمریکا را سرنگون کرده و انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا را دستکاری کنند. رهبران ایرانی درگیر نیز به معاملاتی کوته بینانه با برخی عناصر در حکومت های آمریکا و اسرائیل دست زدند. برخی ازاین رهبران سودهای کلانی نیز از این معاملات اسلحه به جیب زدند اما منافع مردم ایران ( و یا فلسطین) را هرگز در نظر نگرفتند.

 

تا به امروز، به غیر از مواردی استثنایی، رهبران و روزنامه نگاران این کشورها اجازه داده اند که تاریخ دهه 1980 همچنان تحریف شده باقی بماند. هرگاه که به نظر میاید مقاماتی در پی آن هستند که برخی از اسناد بایگانی شده را منتشر کنند فردی پیدا میشود تا دلیلی برای مخالفت بیابد و یا یک مصلحت سیاسی فوری بر اهمیت حقیقت تاریخ پیشی میگیرد.

 

 

6- بنابر تحقیق شما اولین بار دمکرات ها چه زمانی از اکتبر سورپرایز آگاه شدند و واکنششان نسبت به این عمل چه بود؟ آیا سریعا با مردم آمریکا در میان گذاشتند یا آنرا وسیله تهدید جمهوریخواهان کردند؟

 

پرزیدنت کارتر و همکارانش در همان زمان نسبت به دسیسه های جمهوریخواهان خیلی مشکوک بودند اما شاید به اندازه کافی به اسناد و مدارک برای علنی کردن آن دسترسی نداشتند. اما اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 اسناد و مدارک زیادی در رابطه با دخالت در مسئله گروگانها وجود داشت. اما در حالی که جمهوریخواهان به سنگر گیری مشغول می شدند دمکراتها احساس کردند که یک حمله تمام عیار میتواند برای اجرای برنامه های دیگرشان بسیار گران تمام شود. به عنوان مثال آقای لی هامیلتون، نماینده کنگره ( و رییس کمیته ویژه کنگره برای تحقیق درباره  اکتبر سورپرایز) نگران عواقب افتضاح بزرگ دیگری چون واترگیت بود که می توانست یک رئیس جمهور در حال حکومت را شامل گشته و به نبرد دیگری برای استیضاح وی بیانجامد. او بر این نظر بود که  این امر به نفع مملکت نیست. نظری که بسیاری از نمایندگان کنگره و اصحاب رسانه ای با وی شریک بودند.

 

در رابطه با اکتبر سورپرایز امروز میدانیم که در اواخر سال 1992 انبوهی از مدارک دال بر ثبوت مجرم بودن جمهوریخواهان به کمیته ویژه کنگره سرازیر شده بودند(شامل یک نامه طولانی از رییس جمهور پیشین ایران ابوالحسن بنی صدر) که وکیل ارشد کمیته، آقای لارنس بارسلا احساس کرد برای بررسی این اسناد نیازمند چند ماه  فرصت دیگر خواهد بود.

 

آقای بارسلا به من گفته است که وی از آقای هامیلتون، رییس کمیته تحقیق خواست که سه ماه تمدید برای کار کمیته درخواست کند اما هامیلتون به بهانه مشکلات سیاسی با آن مخالفت کرد. در عوض هامیلتون دستور جمع بندی کار کمیته را صادر کرد. بسیاری از اسناد جدید یا تحریف شدند(همچون نامه بنی صدر) و یا اصلا مخفی شدند. (سالها بعد پس از آنکه من اجازه دسترسی به پرونده های کنگره را گرفتم برخی از این اسناد را برملا کردم.)

 

به نظر من دمکراتها حمایت از سیستم سیاسی را بر آگاه نمودن مردم آمریکا از خلاف های صورت گرفته ارجح دانستند. ورای این واقعیت که این کار ناقض یکی از اساسی ترین اصول دمکراسی بود، دمکراتها بازنده این معامله هم بودند. جمهوریخواهان پس از آنکه تسلیم شدن دمکراتها در پرونده اکتبرسورپرایز را براحتی به جیب زدند بر حملات خود به پرزیدنت کلینتون نیز افزودند تا آنکه نهایتا با ترتیب دادن برنامه استیضاح رسمی، او را بی اعتبار کنند. جمهوریخواهان همین رفتار را با پرزیدنت باراک اوباما در پیش گرفته اند که به منظور نمایش جلوه ای از همکاری با حزب رقیب، از پیگیری تحقیق درباره اعمال شکنجه و دیگر جنایات جنگی توسط پرزیدنت جرج بوش(پسر) خودداری کرد.

 

 

 

7- آیا میتوانید برآوردی از خسارت مالی که از این طریق به دو کشور وارد شده است را برآورد کنید؟

 

برای من بسیار دشوار است که خسارات مالی و اقتصادی این ماجرای تاسف انگیز را ارزیابی کنم. اگر بحران گروگانها زودتراز این حل میشد و کارتر دوباره به ریاست جمهوری برگزیده میشد این امکان وجود داشت که آمریکا برای حل مشکل وابستگی به مواد نفتی و نیز راه حلی برای صلح پایدار در خاورمیانه گام هایی جدی بردارد و احتمالا آمریکا این چنین به راست متمایل نمی شد و این چنین سرمایه گذاری های سنگین نظامی را شاهد نمی بودیم.

 

با فرض اینکه کارتر میتوانست در دور دوم ریاست جمهوری در جهت نیل به اهداف کلیدی خود پیشرفت هایی جدی داشته باشد جهان امروز میتوانست چهره ای متفاوت داشته باشد. از آنجا که آمریکا میتوانست تا این اندازه وابسته به نفت خاورمیانه نباشد، این امر میتوانست منجر به کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه گردد. قرارداد صلح میان اسرائیل و فلسطینیان میتوانست از تنش ها در منطقه بکاهد. میتوانست اصلا القائده ای بوجود نیاید، میتوانست یازده سپتامبری هرگز اتفاق نیفتد و به بیانی دقیق هزاران میلییارد دلار و صدها هزار جان میتوانستند هدر نروند.

 

اما در رابطه با ایران، حل سریع بحران گروگانها ممکن بود مانع از جنگ با عراق شود. یکی از مدارکی که من کشف کردم نشان میدهد که در تابستان 1980 رهبران عربستان سعودی به صدام حسین میگویند که آمریکا برای حمله به ایران "چراغ سبز" داده است. اگر چه کارتر چنین "چراغ سبزی" را تکذیب میکند اما بدون تردید ادامه بحران گروگانگیری ادعای سعودی ها را برای صدام حسین پذیرفتنی میساخت تا آنکه اگر این بحران در اسرع وقت حل شده بود.       

 

از آنجا که متغیرهای بسیاری در تاریخ نقش دارند اساسا بسیار دشوار است که روند دیگری را جانشین تاریخ کرد، اما شاید بتوان گفت که شدت آشفتگی حاکم بر جهان امروز میتوانست بسیار کمتر از این باشد اگر در سال 1980 بازیگران گوناگون کارها را درست انجام میدادند.

 

امیدوارم این پاسخ ها برای شما مفید واقع شوند.

 

رابرت پاری، 22 اکتبر 2010

 

ترجمه شده توسط دانشجویان پرسشگر



پخش زنده درس مردمسالاری آقای بنی صدر در پالتاک در 2 آبان 1389 بهمراه تحلیل مسایل روز

Banisadr


پخش زندۀ سلسله درسهای آقای بنی صدر در رابطه با مردمسالاری هر چهارهفته یکباردر پاریس


جلسه اینبار : ادامه بحث بیان آزادی (یک ساعت)

یکشنبه دوم آبان ماه هزار و سیصد و هشتاد و نه

Oct. - 23 – 2010

 

 

درسهای آقای بنی صدر ، برای شنیدن ، از طریق پالتاک قابل دسترسی است

www.paltalk.com

 

نام اتاق : ایران استقلال آزادی مردمسالاری

 

Iran Esteghlaal Aazaadi Mardomsaalaari

 

زیر مجموعه :

Social Issues and Politics – Other

 

 

ایران : هشت و نیم بعداز ظهر

اروپا : شش بعد از ظهر

شرق آمریکا و کانادا : دوازده ظهر

غرب آمریکا و کانادا : نه صبح

 

از سال 1982 آقای بنی صدر کاری تحقیقی را در رابطه با بیان آزادی و مردمسالاری آغاز کرد او همزمان نتایج مطالعات و کار تحقیق خود را با جمعی از علاقه مندان و به صورت کلاسهایی نیمه خصوصی در میان گذاشت که این کار تا به امروز ادامه دارد . کتابهای سیر اندیشه در سه قاره، توانایی و ناتوانی حاصل بخشی ازاین جلسات است .بخش وسیعی از این کلاسها کار تحقیقی مفصلی است  که به بحث مردمسالاری میپردازد و به صورت  صوتی و تصویری ضبط شده است . این مجموعه در پنج کتاب انتشار خواهد یافت:

کتاب اول شامل دو بخش است، بخشی در باب توتالیتاریسم و روش مبارزه با آن و بخشی در اصول راهنما و بنیادهای مردمسالاری است و کتاب دوم در رهبری و احزاب و کتاب سوم در عدالت و دو کتاب چهارم و پنجم در باره رشد و فلسفه عقل و عقل آزاد می باشد فصل هایی از آن به صورت کتاب انتشار یافته که از آن جمله میتوان به کتابهای نقد تضاد و تناقض در منطق صوری ،عدالت اجتماعی،عقل آزاد نام برد.



برای دریافت 56 جلسه از این کلاسها برگذار شده بین سالهای 75-1370 با موضوع آزادی به آدرس زیر مراجعه کنید:


http://mardomsalari.4shared.com

 

 

کلاس درس مردمسالاری در 27 تیر 1375:

جدایی دین از سیاست یا جدایی بنیاد دین از بنیاد دولتی

در این جلسه آقای بنی صدر ابتدا دین را تعریف می کند سپس 5 تعریف رایج از دولت را مطرح می کند و رابطه هر کدام را با دین می سنجد بعد از آن حکومت را تعریف می کند و رابطه آن را با دین بیان می کند. در نهایت به تعریف سیاست و رابطه آن با دین می پردازد.


http://www.4shared.com/video/e1Hb9wvQ/___________1375427.html

 

نرم افزار پخش سایت مزبور این ویدیو را بدون صدا پخش می کند آنرا دانلود کنید و با نرم افزار کامپیوتر خود آنرا مشاهده کنید.



پخش زنده درس مردمسالاری آقای بنی صدر در پالتاک در 2 آبان 1389 بهمراه تحلیل مسایل روز

Banisadr

پخش زندۀ سلسله درسهای آقای بنی صدر در رابطه با مردمسالاری هر چهارهفته یکباردر پاریس


جلسه اینبار : ادامه بحث منطق صوری (یک ساعت)

یکشنبه دوم آبان ماه هزار و سیصد و هشتاد و نه

Oct. - 23 – 2010

 

 

درسهای آقای بنی صدر ، برای شنیدن ، از طریق پالتاک قابل دسترسی است

www.paltalk.com

 

نام اطاق : ایران اسستقلا آزادی مردمسالاری

 

Iran Esteghlaal Aazaadi Mardomsaalaari

 

زیر مجموعه :

Social Issues and Politics – Other

 

 

ایران : هشت و نیم بعداز ظهر

اروپا : شش بعد از ظهر

شرق آمریکا و کانادا : دوازده ظهر

غرب آمریکا و کانادا : نه صبح

 

از سال 1982 آقای بنی صدر کاری تحقیقی را در رابطه با بیان آزادی و مردمسالاری آغاز کرد او همزمان نتایج مطالعات و کار تحقیق خود را با جمعی از علاقه مندان و به صورت کلاسهایی نیمه خصوصی در میان گذاشت که این کار تا به امروز ادامه دارد . کتابهای سیر اندیشه در سه قاره، توانایی و ناتوانی حاصل بخشی ازاین جلسات است .بخش وسیعی از این کلاسها کار تحقیقی مفصلی است  که به بحث مردمسالاری میپردازد و به صورت  صوتی و تصویری ضبط شده است . این مجموعه در پنج کتاب انتشار خواهد یافت:

کتاب اول شامل دو بخش است،بخشی در باب توتالیتاریسم و روش مبارزه با آن و بخشی در اصول راهنما و بنیادهای مردمسالاری است و کتاب دوم در رهبری و احزاب و کتاب سوم در عدالت و دو کتاب چهارم و پنجم در باره رشد و فلسفه عقل و عقل آزاد می باشد فصل هایی از آن به صورت کتاب انتشار یافته که از آن جمله میتوان به کتابهای نقد تضاد و تناقض در منطق صوری ،عدالت اجتماعی،عقل آزاد نام برد.



برای دریافت 56 جلسه از این کلاسها بین سالهای 75-1370 با موضوع آزادی به آدرس زیر مراجعه کنید:


http://mardomsalari.4shared.com

 

 

کلاس درس مردمسالاری در 27 تیر 1375:

جدایی دین از سیاست یا جدایی بنیاد دین از بنیاد دولتی

در این جلسه آقای بنی صدر ابتدا دین را تعریف می کند سپس 5 تعریف رایج از دولت را مطرح می کند و رابطه هر کدام را با دین می سنجد بعد از آن حکومت را تعریف می کند و رابطه آن را با دین بیان می کند. در نهایت به تعریف سیاست و رابطه آن با دین می پردازد، بحث فلسفی است.


http://www.4shared.com/video/e1Hb9wvQ/___________1375427.html

 

نرم افزار پخش سایت مزبور این ویدیو را بدون صدا پخش می کند آنرا دانلود کنید و با نرم افزار کامپیوتر خود پخش کنید.


سلسله درسهای آقای بنی صدر در رابطه با مردمسالاری قابل استفاده از طریق پالتاک در 4 مهر ماه- موضوع این جلسه : بیان آزادی

Banisadr

پخش زندۀ سلسله درسهای آقای بنی صدر در رابطه با مردمسالاری هر چهارهفته یکباردر پاریس


جلسه اینبار : ادامه بحث منطق صوری (یک ساعت)

یکشنبه چهارم مهر ماه هزار و سیصد و هشتاد و نه

Sep. - 26 – 2010

 

 

درسهای آقای بنی صدر ، برای شنیدن ، از طریق پالتاک قابل دسترسی است

www.paltalk.com

 

نام اطاق : ایران اسستقلا آزادی مردمسالاری

 

Iran Esteghlaal Aazaadi Mardomsaalaari

 

زیر مجموعه :

Social Issues and Politics – Other

 

 

ایران : هشت و نیم بعداز ظهر

اروپا : شش بعد از ظهر

شرق آمریکا و کانادا : دوازده ظهر

غرب آمریکا و کانادا : نه صبح

 


از سال 1982 آقای بنی صدر کاری تحقیقی را در رابطه با بیان آزادی و مردمسالاری آغاز کرد او همزمان نتایج مطالعات و کار تحقیق خود را با جمعی از علاقه مندان و به صورت کلاسهایی نیمه خصوصی در میان گذاشت که این کار تا به امروز ادامه دارد . کتابهای سیر اندیشه در سه قاره، توانایی و ناتوانی،شهادت در قرآن، حاصل بخشی ازاین جلسات است .بخش وسیعی از این کلاسها کار تحقیقی مفصلی است  که به بحث مردمسالاری میپردازد و به صورت  صوتی و تصویری ضبط شده است . این مجموعه در پنج کتاب انتشار خواهد یافت:

کتاب اول شامل دو بخش است،بخشی در باب توتالیتاریسم و روش مبارزه با آن و بخشی در اصول راهنما و بنیادهای مردمسالاری است و کتاب دوم در رهبری و احزاب و کتاب سوم در عدالت و دو کتاب چهارم و پنجم در باره رشد و فلسفه عقل و عقل آزاد می باشد فصل هایی از آن به صورت کتاب انتشار یافته که از آن جمله میتوان به کتابهای  اصول راهنمای اسلام، نقد تضاد و تناقض در منطق صوری ،عدالت اجتماعی،عقل آزاد نام برد.


برای دریافت چند جلسه از این کلاسها با موضوع آزادی به آدرس زیر مراجعه کنید:


http://mardomsalari.4shared.com

 



 سلسله درسهای سید ابولحسن بنی صدر, آزادی- جلسه اول

http://www.4s.io/audio/ZwB5VeKh/Banisadr70-3-_5

 

سلسله درسهای سید ابولحسن بنی صدر, آزادی- جلسه دوم

http://www.4s.io/audio/2mPom41-/Banisadr70-3-26

 

سلسله درسهای سید ابولحسن بنی صدر, آزادی- جلسه سوم

http://www.4s.io/audio/krvEktfU/Banisadr70-4-21

 

سلسله درسهای سید ابولحسن بنی صدر, آزادی- جلسه چهارم

http://www.4s.io/audio/szgljFWT/Banisadr70-6-17

 

سلسله درسهای سید ابولحسن بنی صدر, آزادی- جلسه پنجم

http://www.4s.io/audio/P1kdmXRo/Banisadr70-7-14

 

سلسله درسهای سید ابولحسن بنی صدر, آزادی- جلسه ششم

http://www.4s.io/audio/XjZugljS/Banisadr70-08-26

 

سلسله درسهای سید ابولحسن بنی صدر, آزادی- جلسه هفتم

http://www.4s.io/audio/8m-I1P8x/Banisadr70-09-24

 

سلسله درسهای سید ابولحسن بنی صدر, آزادی- جلسه هشتم

http://www.4s.io/audio/ETB6kHcn/Banisadr70-10-22

 

سلسله درسهای سید ابولحسن بنی صدر, آزادی- جلسه نهم

http://www.4s.io/audio/Ok8Knj9n/Banisadr70-11-20

 

سلسله درسهای سید ابولحسن بنی صدر, آزادی- جلسه دهم

http://www.4s.io/audio/U69EMPlu/Banisadr70-12-17

 

کلاس درس مردمسالاری در 27 تیر 1375:

جدایی دین از سیاست یا جدایی بنیاد دین از بنیاد دولتی

در این جلسه آقای بنی صدر ابتدا دین را تعریف می کند سپس 5 تعریف رایج از دولت را مطرح می کند و رابطه هر کدام را با دین می سنجد بعد از آن حکومت را تعریف می کند و رابطه آن را با دین بیان می کند. در نهایت به تعریف سیاست و رابطه آن با دین می پردازد، بحث فلسفی است.


http://www.4shared.com/video/e1Hb9wvQ/___________1375427.html

 

نرم افزار پخش سایت مزبور این ویدیو را بدون صدا پخش می کند آنرا دانلود کنید و با نرم افزار کامپیوتر خود پخش کنید.


سلسله درسهای آقای بنی صدر در رابطه با مردمسالاری قابل استفاده از طریق پالتاک در 4 مهر ماه- موضوع این جلسه : بیان آزادی

Banisadr

پخش زندۀ سلسله درسهای آقای بنی صدر در رابطه با مردمسالاری هر چهارهفته یکباردر پاریس


جلسه اینبار : ادامه بحث منطق صوری (یک ساعت)

یکشنبه چهارم مهر ماه هزار و سیصد و هشتاد و نه

Sep. - 26 – 2010

 

 

درسهای آقای بنی صدر ، برای شنیدن ، از طریق پالتاک قابل دسترسی است

www.paltalk.com

 

نام اطاق : ایران اسستقلا آزادی مردمسالاری

 

Iran Esteghlaal Aazaadi Mardomsaalaari

 

زیر مجموعه :

Social Issues and Politics – Other

 

 

ایران : هشت و نیم بعداز ظهر

اروپا : شش بعد از ظهر

شرق آمریکا و کانادا : دوازده ظهر

غرب آمریکا و کانادا : نه صبح

 

از سال 1982 آقای بنی صدر کاری تحقیقی را در رابطه با بیان آزادی و مردمسالاری آغاز کرد او همزمان نتایج مطالعات و کار تحقیق خود را با جمعی از علاقه مندان و به صورت کلاسهایی نیمه خصوصی در میان گذاشت که این کار تا به امروز ادامه دارد . کتابهای سیر اندیشه در سه قاره، توانایی و ناتوانی،شهادت در قرآن، حاصل بخشی ازاین جلسات است .بخش وسیعی از این کلاسها کار تحقیقی مفصلی است  که به بحث مردمسالار

از سال 1982 آقای بنی صدر کاری تحقیقی را در رابطه با بیان آزادی و مردمسالاری آغاز کرد او همزمان نتایج مطالعات و کار تحقیق خود را با جمعی از علاقه مندان و به صورت کلاسهایی نیمه خصوصی در میان گذاشت که این کار تا به امروز ادامه دارد . کتابهای سیر اندیشه در سه قاره، توانایی و ناتوانی،شهادت در قرآن، حاصل بخشی ازاین جلسات است .بخش وسیعی از این کلاسها کار تحقیقی مفصلی است  که به بحث مردمسالاری میپردازد و به صورت  صوتی و تصویری ضبط شده است . این مجموعه در پنج کتاب انتشار خواهد یافت:

کتاب اول شامل دو بخش است،بخشی در باب توتالیتاریسم و روش مبارزه با آن و بخشی در اصول راهنما و بنیادهای مردمسالاری است و کتاب دوم در رهبری و احزاب و کتاب سوم در عدالت و دو کتاب چهارم و پنجم در باره رشد و فلسفه عقل و عقل آزاد می باشد فصل هایی از آن به صورت کتاب انتشار یافته که از آن جمله میتوان به کتابهای  اصول راهنمای اسلام، نقد تضاد و تناقض در منطق صوری ،عدالت اجتماعی،عقل آزاد نام برد.

ی میپردازد و به صورت  صوتی و تصویری ضبط شده است . این مجموعه در پنج کتاب انتشار خواهد یافت: کتاب اول شامل دو بخش است،بخشی در باب توتالیتاریسم و روش مبارزه با آن و بخشی در اصول راهنما و بنیادهای مردمسالاری است و کتاب دوم در رهبری و احزاب و کتاب سوم در عدالت و دو کتاب چهارم و پنجم در باره رشد و فلسفه عقل و عقل آزاد می باشد فصل هایی از آن به صورت کتاب انتشار یافته که از آن جمله میتوان به کتابهای  اصول راهنمای اسلام، نقد تضاد و تناقض در منطق صوری ،عدالت اجتماعی،عقل آزاد،نام برد.



برای دریافت چند جلسه از این کلاسها با موضوع آزادی به آدرس زیر مراجعه کنید:


http://mardomsalari.4shared.com

 



 سلسله درسهای سید ابولحسن بنی صدر, آزادی- جلسه اول

http://www.4s.io/audio/ZwB5VeKh/Banisadr70-3-_5

 

سلسله درسهای سید ابولحسن بنی صدر, آزادی- جلسه دوم

http://www.4s.io/audio/2mPom41-/Banisadr70-3-26

 

سلسله درسهای سید ابولحسن بنی صدر, آزادی- جلسه سوم

http://www.4s.io/audio/krvEktfU/Banisadr70-4-21

 

سلسله درسهای سید ابولحسن بنی صدر, آزادی- جلسه چهارم

http://www.4s.io/audio/szgljFWT/Banisadr70-6-17

 

سلسله درسهای سید ابولحسن بنی صدر, آزادی- جلسه پنجم

http://www.4s.io/audio/P1kdmXRo/Banisadr70-7-14

 

سلسله درسهای سید ابولحسن بنی صدر, آزادی- جلسه ششم

http://www.4s.io/audio/XjZugljS/Banisadr70-08-26

 

سلسله درسهای سید ابولحسن بنی صدر, آزادی- جلسه هفتم

http://www.4s.io/audio/8m-I1P8x/Banisadr70-09-24

 

سلسله درسهای سید ابولحسن بنی صدر, آزادی- جلسه هشتم

http://www.4s.io/audio/ETB6kHcn/Banisadr70-10-22

 

سلسله درسهای سید ابولحسن بنی صدر, آزادی- جلسه نهم

http://www.4s.io/audio/Ok8Knj9n/Banisadr70-11-20

 

سلسله درسهای سید ابولحسن بنی صدر, آزادی- جلسه دهم

http://www.4s.io/audio/U69EMPlu/Banisadr70-12-17

 

کلاس درس مردمسالاری در 27 تیر 1375:

جدایی دین از سیاست یا جدایی بنیاد دین از بنیاد دولتی

در این جلسه آقای بنی صدر ابتدا دین را تعریف می کند سپس 5 تعریف رایج از دولت را مطرح می کند و رابطه هر کدام را با دین می سنجد بعد از آن حکومت را تعریف می کند و رابطه آن را با دین بیان می کند. در نهایت به تعریف سیاست و رابطه آن با دین می پردازد، بحث فلسفی است.


http://www.4shared.com/video/e1Hb9wvQ/___________1375427.html

 

نرم افزار پخش سایت مزبور این ویدیو را بدون صدا پخش می کند آنرا دانلود کنید و با نرم افزار کامپیوتر خود پخش کنید.

ولایت فقیه، خود جعلی بود در اسلام، و ولی فقیه هم همانطور که در متن می آید، با جعل نامه ای به رهبری رسید. آیا رهبری او جعل در جعل نیست؟!!!

Meshkinikho


٭ ماجرای مراجعه آقای بنی صدر به متخصصین خط

بعد از انتخاب خامنه ای توسط مجلس خبرگان بر طبق نامه ی منسوب به آقای خمینی، در خارج از کشور در هفته ی اول تیر ماه، آقای ابوالحسن بنی صدر، دستنویس نامه آقای خمینی به مشکینی که در روزنامه ها چاپ شده بود را به همراه دستخط دیگری از او که چند ماه قبل از آن نامه نوشته شده بود ( شعری که او به دست خود نوشته بود ) و همچنین دستخط احمد خمینی را به یک وکیل پایه یک دادگستری فرانسه میدهد تا از کارشناسان بین المللی خط مربوط در وزارت دادگستری فرانسه، درباره ی دستخط آیت الله خمینی تحقیق شود. وکیل دادگستری که حاضر نبود نامش فاش شود، برای اطمینان به دو خط شناس رسمی و بین المللی مراجعه می کند. پاسخ هر دو خط شناس، شکی باقی نمی گذاشت! هر دو بر این نظر بودند که نامه ی نوشته شده: “مسلماً دستخط آیت الله خمینی نیست!” و نیز “به احتمال زیاد ، نامه را احمد خمینی نوشته است! “. آنها معتقد بودند که کسی که نامه را نوشته حدود سی سال از سن آقای خمینی باید کمتر داشته باشد! بعد از آنکه وکیل فرانسوی گزارش خط شناسان را به آقای بنی صدر داد ایشان در همانزمان چند مصاحبه با رادیوهای فارسی زبان ، موضوع جعلی بودن نامه ی منسوب به آقای خمینی را عنوان می کنند. یکی از مصاحبه ها با روزنامه ی معتبر « لوموند » انجام شد.

خبرنگار لوموند بعد از کسب اطمینان کامل از قضیه چنین نوشت ( روزنامه ی فرانسوی لوموند تاریخ  ۲۹ ژوئیه ی ۱۹۸۹ برابر ۷ مرداد ۶۸ ):

” … تعیین حجهَ الاسلام خامنه ای به عنوان رهبر، بر خلاف قانون اساسی بود. همه ی دنیا می دانست که وی دارای هیچیک از صفاتی نیست که اصل ۵ قانون اساسی ایران ، برای رهبر قرار داده است. بدینسان انتصاب خامنه ای زوری بود! شاید به پرهیز از خلأ سیاسی توجیه میشد. امروز میدانیم که این امر بدون « جعلی » که « رفسنجانی » در فردای مرگ امام در جلسه ی فوق العاده ی مجلس خبرگان کرد، شدنی نبود. در این جلسه که با شتاب تمام تشکیل داده بودند، رئیس مجلس دستنویسی از امام را به مجلس نشان دادند که به تاریخ ۲۸ آوریل ۱۹۸۹ به آیت الله مشکینی نوشته شده بود … ، جعلی بودن نامه را خط شناسان پاریسی تصدیق کردند. خط شعر آیت الله خمینی و نامه ها را رئیس جمهور سابق، بنی صدر، در اختیار کارشناسان قرار داد و آنها تصدیق کردند که نامه به مشکینی را شخصی نوشته است که دست کم ۳۰ سال جوانتر از نویسنده ی خطی بوده که شعر را نوشته است. کارشناسان دو خط ، یکی خط نامه ی آیت الله خمینی به مشکینی ، و دیگری خطی از آقای احمد خمینی را سخت مشابه یافتند! … “.

٭ دو اتفاق دیگر که جعلی بودن نامه را تاکید میکرد

اما ماجرا به اینجا ختم نشد، دو موضوع دیگر پیش آمد که دیگر کوچکترین شکی برای گردانندگان روزنامه ی فرانسوی لوموند باقی نگذاشت و نور جدیدی بر حقیقت تاباند. اولین ماجرا مربوط به واکنش سفارت ایران در فرانسه بود. پس از درج مقاله ی روزنامه ی لوموند ، سفارت ایران در فرانسه ، به روزنامه ی فرانسوی لوموند شدیداً اعتراض می کند. روزنامه ی لوموند که از جهت کار کارشناسان خط شناس مطمئن بود به سفارت ایران پیشنهاد می دهد که اگر اعتراضی دارند، به دادگاه شکایت برند تا ماجرا در دادگاه حل شود. اما سفارت ایران که میدانست در صورت به دادگاه رفتن، آبروریزی بسیار بزرگی برای حاکمیت ایران پیش خواهد آمد، از اینکار سر باز زد و دیگر سخنی در اینباره نراند و اعتراض خود را به روزنامه لوموند پیگیری نکرد.

ماجرای دوم، مدتی بعد از اعتراض سفارت ایران پیش آمد. ژان گراس، مخبر وقت روزنامه لوموند، هادی غفاری را در یمن ملاقات می کند و موضوع جعلی بودن نامه ی خمینی را با او مطرح می کند. به گفته ی ژان گراس، هادی غفاری که از مقاله ی لوموند بی خبر بود، از اینکه او (ژان گراس) از جعلی بودن نامه اطلاع داشت، بسیار متعجبانه از ژان گراس می پرسد که : “شما از کجا اطلاع پیدا کردید؟! ” این عکس العمل هادی غفاری دیگر کوچکترین شکی در جعلی بودن نامه ی منسوب به آیت الله خمینی باقی نمی گذاشت.

لازم به یاد آوری این نکته است که آقای منتظری در کتاب خاطرات خود مورد دیگری را از جعل نامه به دست میدهد. مسئله، مربوط به نامه ی توهین آمیز منسوب به خمینی به تاریخ ۶ فروردین ۶۸ خطاب به آقای منتظری است. در صفحه ی ۳۳۱ کتاب ایشان چنین می خوانیم :

… پس از سر و صداها در مجلس ، نامه ای به نام مرحوم امام به تاریخ فوق ( ۶ فروردین ۶۸ ) خطاب به نمایندگان مجلس منتشر شد، ولی آقایانی که کارشناسی کرده و خط امام را با خط حاج احمد آقا مقایسه کرده اند ، اظهار می دارند که خط نامه ، خط حاج احمد آقا می باشد ، حالا با نظر امام بوده یا نه ، العلم عند الله … “.

با توجه به داه های بالا آیا برای کسی شکی باقی میماند که :

۱ ـ خامنه ای خلاف قانون اساسی آن زمان به رهبری منصوب شد!

۲ ـ برای توجیه کار خلاف قانون اساسی و عوض کردن قانون اساسی و موجه جلوه دادن رهبری خامنه ای، هاشمی رفسنجانی به کمک احمد خمینی، از آیت الله خمینی نامه جعل می کنند! البته این نامه را ممکن است احمد برای خود جعل کرده باشد و ما اطلاع لازم را در اینباره نداریم.


توضیح نویسنده: این مقاله برای اولین بار ۷ سال پیش در نشریه انقلاب اسلامی منتشر شد و برخی از سایتها در خارج از کشور آن را با نام و یا بدون نام نویسنده درج کردند. بعلت اهمیت مسئله و بویژه حضور نسل جوان در صحنه سیاست مقاله با مقداری تصحیح و تکمیل دوباره انتشارمی دهم. یادآور میشود تمام کسانی که از دور و یا نزدیک در این ماجرا شرکت داشته اند و یا اطلاعی در دست دارند باید به وظیفه خود عمل کنند و این اطلاعات را در اختیار ملت ایران قرار دهند. در زیر  نامه منسوب به خمینی به مشکینی ( نشریه انقلاب اسلامی در سال ۱۳۶۸) و مقاله روزنامه لوموند که از آرشیو انترنتی آن گرفته شده است درج میشود.


مقاله لوموند:


La double consultation populaire en Iran Les dessous d’une ” comédie électorale “

Article paru dans l’édition du ۲۹.۰۷.۸۹

L’élection de M. Rafsandjani et le référendum-plébiscite qui l’accompagne, et dont l’objectif est de doter le nouveau président de la République de pouvoirs quasi dictatoriaux, ne devraient être, vendredi ۲۸ juillet, qu’une simple formalité. Sûr de son succès, le président du Majlis ne s’est même pas donné la peine de faire campagne. Pourquoi d’ailleurs s’en serait-il soucié alors qu’ils n’avait en face de lui qu’un obscur Abbas Cheibani _ qui fut, dit-on, ministre de l’agriculture, _ une candidature qui, en définitive, sert surtout à faire valoir les qualités de M. Rafsandjani et à donner à la consultation une certaine crédibilité. En réalité, cette ” comédie électorale ” constitue la deuxième étape du processus de partage des pouvoirs qui a suivi la mort de Khomeiny.

la première phase de ce processus a été la désignation anticonstitutionnelle de l’hodjatoleslam Khamenei aux fonctions de ” guide “, alors que tout le monde savait que ce dernier ne possédait aucune des qualifications exigées par l’article ۵ de la Constitution islamique.

La nomination de M. Khamenei a donc été un coup de force, justifié peut-être par le souci d’éviter un vide politique. On sait maintenant qu’elle n’a pu se faire que grâce à un ” faux ” produit par M. Rafsandjani au lendemain de la mort de l’imam, au cours d’une réunion extraordinaire de l’Assembée des experts, réunie en toute hâte pour désigner son successeur.

Le président du Majlis avait alors montré aux membres de cette assemblée une lettre manuscrite de l’imam adressée le ۲۸ avril ۱۹۸۹ à l’ayatollah Mechkini, dans laquelle il affirmait que son successeur ne devrait plus nécessairement être une ” source d’imitation “, c’est-à-dire un grand ayatollah. En d’autres termes, l’imam justifiait à titre posthume la désignation d’un simple moujtahid _ il y en a plus de vingt mille en Iran _ aux hautes fonctions de faguih, le guide suprême.

Les membres de l’Assemblée des experts, qui, au début, étaient favorables à la désignation d’un conseil de tutelle, ainsi que le prévoit la Constitution en cas d’absence d’un faguih acceptable par tous, se sont inclinés en estimant que la parole de l’imam avait valeur de dogme. M. Rafsandjani leur avait d’ailleurs affirmé que le défunt imam était opposé à l’idée d’un conseil de tutelle, et que ses préférences allaient vers M. Khamenei.

Apparemment pour faire taire certaines voix qui commençaient à mettre en doute l’authenticité du document du ۲۸ avril, le journal Itelaat publiait, le ۱۰ juin, une photocopie de la lettre de l’imam. Malencontreusement, le même journal reproduisait quelques jours plus tard, un manuscrit d’Ahmed Khomeiny, le fils de l’imam, présentant certains des poèmes de Khomeiny écrits de la propre main de son père, un mois avant sa mort, c’est-à-dire à l’époque où était supposée avoir été écrite la lette à M. Mechkini. La différence d’écriture entre les deux manuscrits était flagrante. La lettre à M. Mechkini était presque calligraphiée d’une main assurée et ferme, tandis que les poèmes étaient manifestement écrits par un main tremblante. Le document décisif qui avait fait pencher la balance en faveur de la désignation de M. Khamenei était un faux.

Ce fait a été confirmé par des graphologues parisiens, sollicités par l’ancien président Bani Sadr, qui ont affirmé que la lettre à M. Mechkini avait été écrite par une personne ayant une trentaine d’années de moins que l’auteur des poèmes. De plus, les graphologues ont trouvé une similitude frappante entre l’écriture de la première lettre et celle des notes manuscrites de M. Ahmed Khomeiny qui accompagnaient les poèmes de son père. Le faux aurait été fabriqué par le fils, qui espérait succéder à son père.

Le rôle de M. Khamenei

Le scandale n’a pas eu lieu, la presse ayant tu le silence sur cette croustillante “affaire”. Ce silence montre l’existence d’un accord tacite entre les trois grands de l’après-Khomeiny _ MM. Rafsandjani, Khamenei et Ahmed Khomeiny _ pour que la succession se déroule sans accroc. On parle d’ailleurs, à ce propos, à Téhéran, d’une entente entre les trois membres de cette “troika” en vue de se partager l’héritage du guide disparu, tout en préservant la cohésion de ses successeurs.

Cette entente, pour l’instant, semble parfaite. Mais elle dissimule mal certaines divergences d’intérêts et de méthodes, exacerbées par la lutte pour le pouvoir qui se poursuit à fleurets mouchetés. Contrairement à une idée fort répandue, l’hodjatoleslam Khamenei, promu en toute hâte au rang d’ayatollah (par qui ?) ne sera pas une simple personnalité d’apparat. Les amendements constitutionnels lui attribuent plus de pouvoir que n’en possédait, selon la Constitution de ۱۹۷۹, l’imam Khomeiny. Tout semble indiquer qu’on essaie de lui donner une partie des attributions politiques que l’imam exerçait dans la pratique, sans toutefois qu’elles soient inscrites dans la Constitution, probablement dans le but de contrer les pouvoirs du nouveau président de la République, M. Rafsandjani, jugés excessifs par certains.

Ce dernier sera en effet non seulement le chef de l’Etat mais un véritable chef de gouvernement qui aura les coudées franches pour appliquer sans opposition sa politique. Contrairement à l’actuel chef de gouvernement, M. Moussavi, qui faisait figure de simple exécutant de la politique de l’imam, M. Rafsandjani aura le droit de se défaire _ sans avoir à rendre compte au Parlement _ des ministres qu’il jugera incompétent, ou indésirables. En cas de litiges, les décisions du conseil des ministres prises sur recommandation du président seront considérées comme légales et exécutoires. Cela permettra de sortir de certaines impasses qui dans le passé paralysaient l’exécutif.

Il est vrai que, aux termes de la nouvelle Constitution, le président de la République peut être destitué. Mais il faudra pour cela un vote des deux tiers des députés et l’aval du guide, peu probable, une éventualité dans la mesure où M. Rafsandjani et ses amis contrôlent au moins ۱۹۰ des ۲۳۰ membres du Malis. Ce dernier aux prérogatives considérablement réduites, pourra toujours s’opposer à la nomination des ministres, mais ne pourra empêcher leur renvoi.

Au cours d’une prise de position courageuse, l’ancien premier ministre, M. Mehdi Bazargan, résumait la situation en affirmant que, ” dans la pratique, le futur président de la République sera un dictateur qui non seulement sera à l’abri du contrôle du Parlement, mais le dominera entièrement “.

La discrétion de M. Ahmed Khomeiny

Mais quel sera le rôle attribué au troisième personnage de la troika, M. Ahmed Khomeiny, qui, jusqu’à présent, s’est montré d’une discrétion remarquable, se contentant d’agir dans les coulisses comme il en avait l’habitude du vivant de son père ? Chargé d’assurer le respect du testament de son père, il est devenu le gardien de ” l’orthodoxie révolutionnaire ” du régime et multiplie les prises de position. M.Ahmed Khomeiny a de solides liens avec les ministères du renseignement et de l’intérieur, dirigés respectivement par MM. Rayshahri et Mohtachemi, deux de ses fidèles lieutenants. Son nom a été récemment avancé pour le poste de président du Majlis. Mais ceux qui connaissent bien ses ambitions politiques doutent qu’il accepte un poste dévalorisé par l’amendement constitutionnel. Il préférerait agir dans l’ombre et demeurer le deus ex machina du clan des radicaux.

Que restera-t-il de ce clan et de son influence après l’élection de M. Rafsandjani ? On le saura avec la composition du nouveau gouvernement. Si le poste de vice-premier ministre est attribué, ainsi que l’affirment certains, à M. Moussavi, l’actuel chef du gouvernement et l’un des principaux chefs de file des radicaux, et si MM. Raychahri et Mohtachemi sont maintenus aux postes-clés qu’ils occupent, cela signifierait que M. Rafsandjani aura été obligé de composer avec ses adversaires jusqu’au-boutistes. Il sait que toute tentative sérieuse de sa part pour normaliser les relations de l’Iran avec l’Occident lui attireront les foudres de ceux qui ont déjà failli mettre fin à sa carrière politique au moment de l’affaire de l’” Irangate “.

A l’époque, seul l’appui que lui avait accordé l’imam l’avait sauvé de la disgrâce. Qui le protégera maintenant ? On comprend, dans ces conditions, la prudence de M. Rafsandjani. Certes, il a récemment remplacé le sinistre ayatollah Khalkhali à la tête de la commission des affaires étrangères du Majlis par M. Rajai Khorassani, connu pour être un ardent partisan du rapprochement avec l’Occident. Il a affirmé en outre qu’il n’avait pas l’intention d’exporter la révolution et a quelque peu relâché les liens étroits que l’Iran entretient avec les hezbollahis libanais en recevant à Téhéran M. Nabih Berri, le chef du mouvement chiite libanais modéré. Mais pourra-t-il sans danger franchir le pas qui pourrait éventuellement décider les Occidentaux à fournir à l’Iran les capitaux dont il a désespérément besoin pour à la reconstruction du pays ?

Une récente étude d’un groupe d’experts de la Banque centrale affirme que, dans les quatre mois qui suivront l’élection du nouveau président de la République, il sera nécessaire d’injecter dans l’économie iranienne de cinq à sept milliards de dollars, en plus des revenus du pétrole. Prisonnier de leur rhétorique anti-impérialiste et soumis aux aléas et à la surenchère de la lutte entre les factions, les dirigeants iraniens sauront-ils inspirer aux investisseurs étrangers la confiance sans laquelle ces derniers accepteraient difficilement de financer la reconstruction d’un pays en proie à l’instabilité ?

GUEYRAS JEAN